حیات وحش زاوه

متن مرتبط با «جناب» در سایت حیات وحش زاوه نوشته شده است

خاطرات جناب مهران( هنگامه خزان)

  • نیلوبلاگ

    درود همراهان گرامی فصل پاییز از راه رسیده واکثر  موجودات به نوعی چهره خودشونو عوض میکنن حتی طبیعت در این فصل چهره اش از سبزی به زردی میگراید و شاید این موضوع باعث میشه که عده ای مثل من غمگین بشوند.بهر روی تا سختی نباشد تا غم نباشد انسان معنی شادی رو درک نمیکند تا پاییز و زمستون نباشه بهار و تابستون جلوه نداره بنظر بنده البته. من از « بی مهری » پاییز می گویم تو از « زیبایی » برگی که می افتد ! امیدوارم هر جا که هستین دلتون بهاری باشه و زندگیتون سبز و غمهاتون مثل برگهای پاییزی در حال ریز...

    ادامه مطلب
  • خاطرات جناب مهران(پنجره کهنه)

  • نیلوبلاگ

    با سلامxa0 تشکر میکنم از جناب مهران که وبلاگ بنده رو قابل دونستند .در ادامه دلنوشته ها و عکسهای ایشان تقدیم حضورتان میگردد xa0 xa0 xa0 من دلم می خواهد کلبه ای داشته باشم آن دور...کلبه ای که پر عطر شب بوست...وحصارش باغی از سیب و انار و هلوست...من دلم می خواهد! نیمکتی داشته باشم لب جو...بر سرش سایه یک زرد آلو،آن طرفتر شاید یک درخت گردو...جای من نیست در این شهر شلوغکه پر از کبر و غرور است و دروغ...با سلام خدمت شما و همه همقطاران سابقی که شاید هنوز سری به وبلاگ های شکار و طبیعت بزنند!شرمنده همه دوست...

    ادامه مطلب
  • خاطرات جناب مهران(ارتفاعات زیبای شمال خراسان)

  • نیلوبلاگ

    درود همراهان گرامی.xa0 با ارزوی سلامتی و تندرستی و شادکامی شما وبا پوزش از استاد عزیز بخاطر تاخیر این قسمت در ادامه نقل خاطره ایشان با سلام خدمت دوستان عزیز خرداد سال جاری مجالی شد تا سری به ارتفاعات زیبای شمال خراسان (هزار مسجد، شمال بینالودو...) بزنم. لحظه لحظه حضورم درآن کوهستانهای زیبا ایجاد کننده غوغای خاطراتی بود که حاضرم امروز میلبون ها تومان بدهم تا به آن دوران برگردم و با آن آدمها و در آن زیست بوم غنی شده یک شب به شکار بروم. یادم به این می افتد که در سالهای دهه چهل و پنجاه چه شبها که در...

    ادامه مطلب