خاطرات جناب مهران(پنجره کهنه)

خرید بک لینک
با سلام

تشکر میکنم از جناب مهران که وبلاگ بنده رو قابل دونستند .در ادامه دلنوشته ها و عکسهای ایشان تقدیم حضورتان میگردد

من دلم می خواهد کلبه ای داشته باشم آن دور...
کلبه ای که پر عطر شب بوست...
وحصارش باغی از سیب و انار و هلوست...
من دلم می خواهد!
نیمکتی داشته باشم لب جو...
بر سرش سایه یک زرد آلو،
آن طرفتر شاید یک درخت گردو...
جای من نیست در این شهر شلوغ
که پر از کبر و غرور است و دروغ...
با سلام خدمت شما و همه همقطاران سابقی که شاید هنوز سری به وبلاگ های شکار و طبیعت بزنند!
شرمنده همه دوستانی هستم که مدتها به آنها بدقولی کرده و یا جویای احوالی نشدم. از آقای مهرزاد سپاسگزارم که عاملی شدند تا دوباره از پنجره فاخر ایشان سلامی به دوستان عرض کنم.
چند عکسی ناقابل تقدیم می گردد امیدوارم مقبول دوستان افتد و البت برای آقای مهرزاد بزرگوار دردسری نشود که تصاویر یک شکارچی وبه تعبیری شکارکش کهنه را انتشار می دهند.هرچند به دلیل بر هذر بودن از نیش زبان کثافت آلود برخی دلسوختگان که از دلسوزی آنها تنها بد دهانی و الفاظ رکیکشان برما هویدا شده از گذاشتن عکس حیات وحش طبیعی خودداریکردم اما فصل بهار است و جفت گیری و جست و خیز و طراوت. این بزرگان چند عکس کبک و طرقه را خواهند بخشید و شاخ های چکاوک را نیز تروفی در نظر گرفته زیر سبیل نداشته خود رد خواهند نمود ان شالله...
آرزوی قلبی من سلامتی و شادی همه دوستان است...

توضیحات تصاویر:
تصویر8: طرقه کوهی
تصویر9: چکاوک شاخدار
تصویر شماره 10: اسکینک در ارتفاع حدود 2000 متر

حیات وحش زاوه...

ما را در سایت حیات وحش زاوه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 18:53

صفحه بندی